پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

یادداشتهای مامان

این روزهای هانیا گلی....

سلام عروسک مامان...   اومدم بهت بگم که هانیا خانم این روز ها داری بزرگ و بزرگ تر میشی و   خوشگل و خوشگل تر ....   جونم واست بگه که عروسکم .. این روزا تو همش سرگرم بازیهای دخترونه ی خودت هستی و کلی هم ذوق میکنی .   بادوست خیالی ای که برای خودت ساختی و خودت اسمشو گذاشتی آجیلا میرین عروسی و مهمونی و تفریح ...   با دختر خیالی ای که خودت اسمشو گذاشتی هانا  کلی با دخترت وقت میگذرونی و ذوق میکنی و هی میای به من میگی مامان الان هانا رو بردم حمام . مامان الان هانا از خواب بیدار شد . مامان دارم برای هانا غذا درست میکنم آخه میگ...
31 شهريور 1394

شهر بازی رفتن قند عسلام....

             سلام قند عسلای مامان.... بالاخره فرصتی جور شد و شما رو بردیم شهر بازی .... مامانی با عمه مهشید قند عسلا رو بردیم شهر بازی و اونجا کلی خوش گذروندین البته این شهربازی کادوی ارشیا گلی بود ولی خوب هانی گلی هم در کنار ارشیا گلی کلی بازی کرد ..... اونجا خیلی به شما خوش گذشت و کلی بازی کردین و خوش گذروندین و ورجه وورجه کردین و من و عمه مهشید هم پشت سر شما ها میدویدیم و ما خسته شده بودیم ولی شما نمیدونستین خستگی چیه ... خلاصه که ما از ساعت 9 صبح تا ساعت 2 بعد از ظهر اسیر شما دوتا وروجک بودیم ... گل پسر مامانی هم بیشتر بازیهای کامپیوتری رو انتخاب...
30 شهريور 1394

تولدت مبارک گل پسرم....

                                    سلام گل پ سرم تولدت مبارک خوشگلم .....   الهی که مامان فدات بشه با یه کم تاخیر اومدم تا تولدت رو به تو گل پسر   خوشگلم تبریک بگم . انشالله تولد صدو بیست سالگیت رو جشن بگیری نفسم البته دیگه اون موقع مامانی نیست که بهت تبریک بگه عزیزم....     عزیز دل مادر مامانی و بابایی تصمیم داشتن برات امسال جشن تولد   مفصلی بگیرن ولی خوب تولد تو افتاد با عروسی عمو مهدی...
22 شهريور 1394
1